ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

492

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

[ لغات ] ( غرور ) : بىخبرى ، غفلت ( ثبور ) : هلاكت ( قياس ) : چيزى را به چيزى سنجيدن ويكى را در حكم به ديگرى ملحق كردن ( يفئ ) : باز مىگردد . ( غلو ) : گذشتن از حدّى كه گذشتن از آن حد شايسته نيست . ( تالي ) : پيرو ( ولايت ) : سرپرستى واز جملهء وليّت الامر اليه وليّا گرفته شده وبه معناى آن نزديكى به چيزى است ( خصايص ) : جمع خصيصه ، خاص ومختصّ بودن به چيزى . [ ترجمه ] « مخالفان ما فساد وتباهكارى ونافرمانى را در دلها كاشتند واز آب غرور وفريب آن سيراب ساختند و ( نتيجهء ) آن را كه هلاكت بود چيدند . هيچ يك از افراد اين امّت با آل محمّد ( ص ) قابل مقايسه نيست ، آنان كه همواره از نعمتهاى خاندان پيامبر برخوردار بوده‌اند با آل أو برابر نيستند ، زيرا آل محمّد ( ص ) پايه‌هاى دين واستوانهء يقين هستند . تند روان در دين به آل پيامبر بر مىگردند وعقب ماندگان به ايشان ملحق مىشوند . ويژگيهاى امامت حق آنهاست . وجانشينى ووراثت پيامبر از آنهاست . اكنون ( زمان حكومت امام علي ( ع ) حق بازگشته وبه جايى كه از آنجا رفته بود منتقل شده است » . [ شرح ] ( 2472 - 2465 ) سخن امام ( ع ) كه فرمود : زرعوا الفجور وسقوه الغرور ، استعاره‌اى زيباست ، زيرا كلمه « فجور » عبارت است از بيرون آمدن از ملكهء عفّت وزهد وشكستن حدود عفّت وگرايش به افراط در جهت مخالف زهد ، ومعناى زراعت افشاندن دانه در زمين است . امام ( ع ) لفظ زرع را براي افشاندن بذر « فجور » در زمين دلها استعاره آورده است . بعلاوة انتشار بذر ورشد آن در ميان مخالفان ديانت شباهت به رشد بذر وانتشار آن در زمين پيدا كرده است وقرينهء ديگرى است براي استعاره ، چون غرور وغفلت مخالفان ديانت به علّت عدولشان از راه راست وگرايش